تبليغاتX
دلم میخواد
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 دنیای تاریک
خوابگرد

























بلبلي

نويسندگان

مطالب سايت
  انگارنیست
به نام خداوند درد
 
 
 
دستم و دراز کردم و تنها می خواستم برای اولین و آخرین بار لمسش کنم اما انگار دور بود و هر چقدر
 
سعی می کردم باز هم نمی تونستم بفهمم چرا اونی که من می خوام رو نمی تونم لمس کنم که یک
 
دفعه صدایی بلند گفت : تا حالا فکر کردی چی می خوای ؟ من گفتم : چی می خوام !! گفت : آره ...
 
چی می خوای ؟ و من هنوز سکوتم رو نشکستم ...
 
 
مرگ در آستین و سخن در پیشانی
 
 
کسی در بی گناهی ها
 
دلش از بابت تنهایی اش بد جور می سوزد
 
کسی با بی کسی بد جور می رقصد
           
  و در آبشخور یک چند حرفی
          
   صورت افسرده اش را خوب می شوید
 
کسی انگار فهمیده
             
   که حتی مرگ هم عاجز است
            
   از این همه فریاد
 
و تنهایی
  
 صدای بسته اش را در گلو 
    
     برده فرو 
 
و هر بار از کنار تشنگی
 
   بر صحنه می خندد
 
کسی این بار در تنگنا است
 
سکوتش شکل فریاد است
 
و فریادش سکوتی ساده و ملموس
                
  را تعنه می اندازد
 
کسی می داند از این عشق
 
حق یک آ ب ث را دارد
 
 
کسی در دلهره از درد می میرد
   
       و در تنهایی اش
       
   تنها دلی دارد که بی تاب 
      
    نگاهی معتدل مانده
 
و این تنهایی تنها
 
برای اشک های کسی
 
        که
      
   از غرور لبریز لبریز است
    
     یک مرگ تدریجی است
 
 
کسی در خود نگاهی کرده
      
      دیده 
          
  خوب فهمیده 
         
   اثیمی بیش
                  
 انگارنیست
        موضوع:     نويسنده: میلاد  

  ماندانا...

 

 

سحر گهي به سراغم به اين ديار بيا
شبي بسان نسيم ستاره زار بيا
اگر نيايي خوشدل، صفاي خنده به لب
به داغ و درد بيا، زار و سوگوار بيا
گياه خشك كويرم، نشسته بر سر سنگ
به گامهاي سپيدت چو رودبار بيا
به راه آمدنت هر كجاست خانه من
يكي دوبار نيا، صد هزار بار بيا
چو راز عشق سرانجام آشكار شود
بخير و پرده برانداز و آشكار بيا

 .....................................................

 

دميدم همچو دريا، ساحلم كو؟
خميدم چون درختي، حاصلم كو؟
ز راه خويشتن دلريزه چيدم
به راه دل رسيدم، پس دلم كو؟

با شيشه و باده، يار تا كي باشي؟
بي‏بهره ز كار و بار تا كي باشي؟
شد نيمه عمر تو فداي شيشه
شرمنده و طعنه سار تا كي باشي؟
 
 
.......................................................
 
هميشه در وفايت پايدارم، يك تبسم بكن
به عهد خويش دايم استوارم، يك تبسم كن
دل شاعر تلاطم گاه احساس است، مي‏داني
اگر خواهي كه خاموشش ندارم، يك تبسم كن
گهي چون قطره شبنم به جوف غنچه مي‏گنجد
نمي‏گنجد به دنيايي نگارم، يك تبسم كن
اميدم اين كه اعجاز دلم را خوبتر داني
بگير، آن را به دستت مي‏سپارم، يك تبسم كن
به حفظ آن تبسم، خصم را از پاي اندازم
زمان داده‏ست اينسان اقتدارم، يك تبسم كن
فلك را بهر لبخند تو تعمير دگر كردم
قمر را زير پايت مي‏گذارم، يك تبسم كن
تبسم تا كه در گرد لبت مأوا كند عمري
دمار از روزگار غم برآرم، يك تبسم كن
محبت با چنين همرنگ گردد، رشك مي‏ميرد
در اين ره باقي آوازه دارم، يك تبسم كن
 
......................................................
        موضوع:     نويسنده: میلاد  

  ببخش که ...
تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه دريايي ست
 
 
 
 
ببخش اگر تو قصه مون دورنگ و نامرد نبودم ببخش كه عاشقت بودم
خسته و دلسرد نبودم ببخش كه مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر كه گفتم
به چشات بزار براتون بميرم
ببخش اگر تو گريه هام دورنگي ريا نبود
اگر كه دستام مثل تو با كسي آشنا نبود
ببخش اگر تو عشقمون كم نمي ذاشتم چيزي رو ببخش كه يادم نمي ره
اون روزهاي پاييزي رو
لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز
 
        موضوع:     نويسنده: میلاد  

  دفتر
 
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
 ----
--
-
.
 
 
 

 

به خيالم که تو دنيا، واسه تو عزيزترينم
آسمون ها زير پام، اگه با تو رو زمينم
به خيالم که تو با من، يه هميشه آشنايي
به خيالم که تو با من، ديگه از همه جدايي
بدو خوبمون يکي، دست تو تودست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندوني
اين ديگه يه التماسه، من مي خوام بياي بموني

 

 

 
        موضوع:     نويسنده: میلاد  

  کجای...

هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد

از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد

مثلا خواستم اين بار موقر باشم

و به جای تو بگويم که شما بدتر شد

اين متانت به دل سنگ تو تاثير نکرد

بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد

اسمان وقت فرار من و تو ابری بود

تازه با رفتن تو  وضع هوا بدتر شد

چاره دارو و دوا نيست که حال بد من

 بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد

روی فرش دل من جوهری از فرش تو ريخت

امدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد   

......................................................................................

کجايی...؟

کجایت بجویم ستاره ی گم شده در مه

هزار باران را پشت سر گذاشته ام اما

آسمان همچنان می بارد

به کوچه می روم عطر تنت بالای سرم

پرواز می کند  سایه ات همراه من است

اما تو نیستی

آی مردم او را ندیده اید

شبنمی بود که آفتاب صدایش کرد

پرستویی بود که بهار صدایش کرد

دیگر بار تن هزار زخم خود را می کشانم

بی آنکه ستاره ای چیده باشم

        موضوع:     نويسنده: میلاد  

 

 

 

علي

علي

چقدر دل دل مي كند دلم اين روزها... چقدر خواب مي بيند روح بي قرارم اين شب ها... چقدر هواي چيزهاي خوب كرده ام... چقدر دلم خاطره ساختن مي خواهد... خاطرات جديد مي خواهد... از آنها كه به يادشان بياوري و هي دلت بخواهد براي همه تعريف كني... چقدر دلم كسي را مي خواهد تا خاطرات مشترك را با هم زير و رو كنيم... چقدر دلم زياده خواه شده اين روزها... شبهای این زندگی به بغض و بی خبری می گذرند و روزهایش سرشارند از کابوس

        موضوع:     نويسنده: میلاد  

  مهستی درگذشت
درگذشت بانوی آواز گل ها و دل ها ، مهستی

 

 

 

مستی هم درد منو ، دیگه دوا نمی کنه 

غم با من زاده شده ، منو رها نمی کنه 

 

 

      باز هم گلی دیگر از بوستان موسیقی ایران پرپر شد و این بار دست بی رحم اجل بانوی آواز گل ها و دل ها ، مهستی بزرگ را از ما ستاند . امروز دوشنبه چهارم تیر ۱۳۸۶ روزی تاریک برای جامعه ی هنر موسیقی ایران زمین و عاشقان طنین آسمانی بانو مهستی گشت و ما برای همیشه از شنیدن نوای ملکوتی این بزرگ بانوی موسیقی ایران محروم ماندیم و چه دشوار است پذیرفتن این حقیقت که مهستی دیگر در میان ما نیست و یکی دیگر از صداهای تکرار ناشدنی موسیقی ایران از میان ما رفت .

 
 
 
 
 
( به همه عزیزان تسلیت میگم)
 

فقط میتونم بگم که واقعا حیف...حیف این عزیزان که از میان ما میرن....و جاشونو هیچ کس نمیتونه بگیره..همونطور که هیچ کس نتونست جای هایده عزیز رو بگیره....
همین الان کانال itn1 نوشت مهستی درگذشت....
این مصیبت وارده رو به جامعه هنری تسلیت میگم....واقعا شوکه شدم....هنوزم باورم نمیشه....
 
 
 
 

 

 






 
 
 
برای شادی روحش
 
صلوات
 
 
بفرستید
 
 

یک لبخند یک لبخند ،بوداشتباه من...

تنها گناه من...





__________________
شهرما شاعراگرداشت ، هوا بهتربود.....
 

        موضوع:     نويسنده: میلاد  

 
رفیق من تنهایی!


کاش عاشق نمی شدم
 
رفیق باوفایم تنهایی!
 
می دانستم روزی مرا تنها میگذاری ، و  دوباره قلبم به عزای عشق می نشیند!
 
می دانستم عاقبت این عشق جدایی است و قلبم باید در حسرت تو تنها بماند!
 
کاش که عاشق نمی شدم و ای کاش هیچگاه تو را نمیدیدم!
 
با اینکه می دانستم روزی باید از غم جدایی ات اشک بریزم اما باز بازی
 
 عشق را با تو آغاز کردم ....
 
برو ای بی وفا ، تو که نمی دانی درد عشق بی دواست ، و نمی دانی عشق به چه
 
معناست ، همان بهتر که بروی و مرا تنها بگذاری ، میخواهم با تنهایی  باشم ،
 
بسوزم و آخر سر نیز بمیرم!
 
می دانستم چنین روزی فرا می رسد که باید در غم عشقت بنشینم و این چشمهای
 
بی گناهم لحظه به لحظه برای این عشق بی فرجام اشک بریزند!
 
کاش که عاشق نمی شدم ، لعنت بر این سرنوشت و لعنت بر این قلب ساده ام!
 
برو ای بی وفا ، برو  به همان سرزمین خوشبختی ها ، تا من نیز در سرزمین تنهایی
 
هایم برای همیشه و تا ابد بمانم !
 
با اینکه می دانستم عشقی در این زمانه وجود ندارد ، اما با تو آغاز کردم 
 
 و انتظار چنین روزتلخی نیز بودم که باید با عشق وداع بگویم!
 
برو که دیگر نه غروری برای شکستن دارم و نه اشکی برای ریختن!
 
غرورم را شکستی ، این چشمهایم بی گناهم را بارانی کردی ، قلبم را شکستی
 
احساس را در وجودم کشتی ، دیگر چه میخواهی ای عشق !
 
اگر لیاقت این قلب عاشقم را داشتی به خدا جانم نیز فدایت می کردم!
 
برو و دیگر نیز به سوی من نیا ،  زیرا باید پشت درهای قلبم برای همیشه بمانی !
 
دیگر نه احساسی از عشق در قلبم است و نه نامی از تو !
 
این روزها با تنهایی رفیقم ، با اینکه تنهایی پر از درد است اما من برایش عزیزم!
 
این روزها نه دیگر دردی در این قلب تنهایم است و نه دلتنگ تنهایی میشوم
 
 زیرا تنهایی همیشه با من است ، و رفیق لحظه های زندگی ام است !
 
می دانستم روزی فرا می رسد که باید بگویم:
 
 ای کاش که عاشق نمی شدم
 
و می دانم روزی فرا می رسد که تو میگویی:
 
 ای کاش که قدرش را می دانستم !

 
        موضوع:     نويسنده: میلاد  

 

http://maryamsweet.blogfa.com

 

سلام

 دوستان

مریم

خیلی

بهتر

از

اونی

هست

که

مینویسه

من

 میودنستم

که

با

نوشته اش

خیلی

فرق

داره

امشب

به

من

ثابت

شد

با

عکساشم

بیشتر

فرق داره

http://maryamsweet.blogfa.com

 

        موضوع:     نويسنده: میلاد  

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
» اس ام اس
»
»

آرشيو
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
مرداد 1384

لینکستان

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

میلاد

<-blogid->

http://bolbol.blogfa.com

دلم میخواد

دلم میخواد

دلم میخواد

دلم میخواد

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog